







»» + چهارشنبه سوري و گاهشماري ايراني روز قبل مطلبي درباره مراسم چهارشنبه سوري در يکي از وبلاگها خواندم که نويسنده در آن سعي داشت تا اثبات نمايد، مراسم چهارشنبه سوري کنوني بازمانده ماجراي از آتش گذشتن سياوش بوده و اين مراسم عينا (پريدن بر روي آتش در شب چهرشنبه)ريشه در تاريخ ايران باستان دارد. در همين راستا بر آن شدم تا نکاتي را متذکر شوم.
جشنهاي ايران باستان همواره رابطه اي تنگاتنگ با گاهشماريهاي ايران داشته است، و همگام با تحول گاهشماريها دستخوش تغييرات بوده است. آنچه در اينجا به آن پرداخته مي شود آن است که مراسم چهارشنبه سوري کنوني چه رابطه اي با جامعه و فرهنگ ايران باستان دارد.
ايرانيان درباره روزهاي ماه باورهاي خاصي داشتند و هر روز را به نام ايزدي مي ناميدند تا مردم در آن روز به ياد وي و صفت ومشخصه وي باشند و با ذکر او آن صفت را در خود تجلي ببخشند .مثلا روز اول ماه را هرمزد (خداي بزرگ زردشت با صفت شکوهمند و فرهمند)دوم را بهمن يا وَهومنه (که در جهان مينوي نماينده دانش فطري و يا اکتسابي است)، و ارديبهشت- شهريور – اسفندارمد- خرداد-و ... مي ناميدند. مردم ايران باستان هر يک از ماههاي سال را نيز به نام يکي از ايزدان مي ناميدند و تقارن هر روز با هرماه ناميده شده به آن ايزد خاص را جشن مي گرفتند. همانند تقارن مهر روز با ماه مهر که جشن مهرگان در آن روز گرفته مي شود. شواهد تاريخي حاکي از آن است که گاهشماري ايراني از زمان خود زرتشت يعني از اواخر هزاره دوم پيش از ميلاد مورد نظر بوده است. قديميترين نوع گاهشماري باقي مانده ايران به دوران هخامنشي باز مي گردد، که در آن سال به دوازده ماه سي روزه تقسيم مي شد. مردم ايران سرآغآز تقويم هر خود را آغاز سلطنت هر پادشاه قرار مي دادند. مثلا مي گفتند سال چندم از سطنت انوشيروان و يا آنچنان که حتي در تورات نيز آمده است دانيال نبي دعاي خود را براي قومش اينگونه آغاز مي کند :"در اواين سال سلطنت داريوش ... من دانيال از کتاب ارمياي نبي فهميدم که ..."و در جاي ديگر"در سال سوم سلطنت کورش دانيال رؤيايي ديگر ديد..."
گاهشماري روزهاي هر ماه مبتني بود بر سي روز که 29 روز آن تنها با اسم خاصي براي هر روز برآورد مي شد. هيچگونه مدرکي بر آن نيست که مردم ايران باستان قبل از اسلام روزهاي ماه را به صورت هفت روزه تقسيم و نامگذاري مي کرده اند، آنچنانکه در بين اقوام عرب و همچنين يهوديان رايج بوده است. بنابراين قضيه نامگذاري ايام هفته در ايران قبل از اسلام منتفي است.
اگر آنگونه که برخي مدعي اند چهارشنبه سوري ريشه در ماجراي سياوش "طبق نقل فردوسي" دارد، لازم مي آيد تا چند مسئله اثبات شود. 1- اين ماجرا از لحاظ صحت تاريخي اثبات شود. 2- به فرض که ماجراي سياوش اثبات شود آيه اين مسئله ، جديد بوده و تنها براي سياوش اتفاق افتاده است.به عبارت ديگر اين رسم طبق اين مدعا نبايد رسمي باشد که قبل از سياوش هم اعمال مي شده 3- بارديگر به فرض هم که ماجراي سياوش اثبات شود آيا اين ماجرا ، جرياني بوده که مردم ايران بر طبق آن مراسم چهارشنبه سوري را برگزار مي کرده اند. به عبارت ديگر رابطه بين چهار شنبه سوري امروز و ماجراي سياوش از لحاظ علي و معلولي بايد اثبات شود. 4- آيا ماجراي سياوش در روز سه شنبه يا شب چهارشنبه اتفاق افتاده است .آيا اين مسئله قابل اثبات است؟
همچنين با توجه به قرائن تاريخي:
1- از عادات اقوام سامي اين بوده است (نه اقوام آريايي)که همواره شب را متعلق به روز بعد مي دانستند و آنچه اصالت داشته روز بعد بوده است. مثلا همواره به بعد از مغرب روز پنجشنبه، شب جمعه اطلاق مي شد.
2-اگر قبول کنيم که مراسم چهارشنبه سوري بازمانده جشن پنجک کبيسه پايان سال است، اولا بار ديگر رابطه بين اين دو بايد اثبات شود و ثانيا باور به فرود فرَوَهَرها در پايان هر سال به دليل ششمين گهنبار، يک اثر وضعي داشت و آن ميزباني از فروهرها ست.اگر بپذيريم که ميزباني از فروهرها از سوي زرتشتيان داراي يک اثر وضعي معنوي بوده لاجرم بايد به اين نکته اذعان داشته باشيم که مراسم ميزباني از فروهرها نيز که شامل روشن کردن آتش بر روي بام خانه ها و .. مي شده است، بايد در همين روزها صورت گيرد در غير اين صورت فاقد اين اثر وضعي خواهد بود.
3- به نظر مي رسد مراسمي که امروزه از آن به چهارشنبه سوري يا شب سوري (آنگونه که نرشخي در تاريخ بخارا ياد مي کند )ذکر مي شود، هيچ گونه رابطه اي با يک مراسم باستاني ايراني نداشته باشد. چنانکه منابع باستان به ويژه اوستا هيچ گونه يادي از آن نکرده اند. به فرض که چنين مراسمي وجود داشته است هيچ گونه رابطه اي با روز چهارشنبه آخر سال ندارد. مگر اينکه اثبات شود گاهشماري سامي قبل از آن در ايران باستان رواج داشته و ايرانيان طبق آن گاهشماري چهارشنبه اي براي آخر سال داشته اند.
در هر صورت با توجه به قراين موجود به نظر مي رسد مراسم امروزين چهارشنبه وري بازمانده جشن هاي ايرانيان تحت تاثير گاهشماري سامي به خصوص تقويم قمري عربي باشد که احتمالا قبل از اسلام در ايران نفوذ داشته (که البته مدرکي براي آن نيست) و يا اينکه بعد از حمله اعراب به ايران اين رسم ديرينه به ناچار از سوي ايرانيان در اين روز دنبال شده است. چرا که اساسا اعتقاد به نحسي ايام از اعتقادات عرب جاهلي بوده چنانچه تا مدتها بعد نيز اين اعتقاد به خصوص در مورد روز دوشنبه نيز وجود داشته است. بنابراين مراسم چهارشنبه سوري کنوني تنها يک حرکت نمادين بوده و هيچ گونه اثر وضعي نداشته و تنها م يتواند يادآور يک سنت ديرينه ايراني باشد که البته با توجه به مطالب فوق در روزهاي ديگري از سال برگزار مي شده است.
نوشته هاي ديگران ()
نويسنده متن فوق: » محمدرضا ( يکشنبه 26/12/1386 :: ساعت 10:21 عصر )
[28/5/1387- 8:22 ع] از باستانگرايي تا باستانستيزي
[2/3/1387- 10:22 ص] منع کتابت حديث
[26/12/1386- 10:21 ع] چهارشنبه سوري و گاهشماري ايراني
[15/12/1386- 6:6 ع] تولد
[13/12/1386- 3:51 ع] کتابشناسي تاريخ فقه :
[5/11/1386- 2:7 ع] جايگاه غزه در تاريخ مقاومت
[24/10/1386- 2:22 ع] ه ياد استاد سيد جعفر شهيدي
[19/10/1386- 4:25 ع] مذهب خاندان صفوي
[21/9/1386- 11:33 ص] در باب فضائل نويسي
[20/9/1386- 4:6 ع] دعايي براي آغاز
[19/9/1386- 6:55 ع] اصحاب حديث